تبليغاتX
صورتک
 

وای بر من

گر تو آن گمگشته ام باشی

که بس دور است بین ما

که این سو

پیرمردی با سپیدیهای مو

و هزاران بار مردن رنج بردن*........

 

*= شعر از مسعود فردمنش

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 18:39  توسط فرزاد  | 

 

فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی؟

گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 8:2  توسط فرزاد 

 

شب شراب نیارزد به بامداد خمار

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:58  توسط فرزاد  | 

 

مثل لاک پشت  تو خودم قایم شدم

دیگه هیچ کس دلمو نمی بره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:24  توسط فرزاد  |