وای بر من
گر تو آن گمگشته ام باشی
که بس دور است بین ما
که این سو
پیرمردی با سپیدیهای مو
و هزاران بار مردن رنج بردن*........
*= شعر از مسعود فردمنش
فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی؟
گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی.
شب شراب نیارزد به بامداد خمار
مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره.